تبليغاتX
تنها,عاشقانه

تنها,عاشقانه

 آپلود عکس       کاش بودی تا دلم تنها نبود

تا اسیره غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی

بی تو هرگز زندگی زیبا نبود...

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت12:52توسط ویدا | |

                     نمیخوام قلبم دیگه مال کسی باشه ,نیمیخوام دیگه تو دستای کسی باشه, ای خدا خستم از این همه درد, قلب من پس کی میشه مثله همه از سنگ, گفتم نرو ,سنگ دل نشو ,اخه دلم میخواد تورو, خندیدو رفت, با من نموند, عشقو ازین چشمام نخوند ,نمیخوام اسمونه من ابری باشه , نه دیگه از بارونه غم خبری باشه ,به خدا بستم پنجره ی روحم, نمیخوام دیگه رو به هیچ احدی باز شه, کنج شب بیدارم ,حال خوبی دارم ,از تو و از همه کس از خودم بیزارم, گفتم نرو, سنگ دل نشو ,اخه دلم میخواد تورو, خندیدو رفت ,با من نموند, عشقو ازین چشمام نخوند                                                        با من نموند!

+نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت12:8توسط ویدا | |

  فکر نکن نمیدونم دستای تو سرد شده رنگتم مثل غروبه پاییزی زرد شده چشات دیگه فروغ چشممو دوست نداره دیگه پیداست قلبتم از عشقم دلسرد شده تو میگفتی ناتمومه زندگی بی اسمه تو مگه میشه زنده بود بی یاده تو و عشق تو میشه دید زندگی رو توی اون چشمای تو میریزم هرچی که دارم یه زندگی به پایه تو حالا چی شده که حرفات دیگه یادت نمیاد دل به عشق تو سپردم زندگیمو دادی بر باد تو میگفتی نا تمومه زندگی بی اسمه تو مگه میشه زنده بود بی یاد تو و عشق تو...

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت11:22توسط ویدا | |

                                    من پذیرفتم شکست خویش, را پندهای عقل دوراندیش را, من پذیرفتم که عشق افسانه است ,این دله درد اشنا دیوانه است, میروم از رفتن من شاد باش, از عزاب دیدنم ازاد باش, گرچه تو تنها تر از ما میروی, ارزو دارم ولی عاشق شوی, ارزو دارم بفهمی درد را, تلخیه برخوردهایه سرد را, میرسد روزی که بی من لحظه هارا سر کنی ,میرسد روزی که مرگه عشق را باور کنی, میرسد روزی که نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی...

+نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت19:51توسط ویدا | |

         انتظاره تو کشيدن واسه من يه عادته قصه ي غمه دله من صدهزار حکايته تويي که ميدوني عشقه من پر از صداقته واسه من جدايي سخته واسه تو چه راحته هنوزم به عشقه تو دلم پر از حسادته تو بدي ميکنيو دلم چه بي شکايته دلمو شکستي اما توي قانونه دلت حکمه جرمه دل شکستن عزيزم ملامته چشمه تو با هر نگاهش يه قيامت ميکنه فکر نکن دلم به دوريه تو عادت ميکنه...فکر نکن دلم به دوريه تو عادت ميکنه خاطراته تو هميشه تويه خاطره منه ارزويه من فقط تورو دوباره داشتنه...ارزويه من فقط تورو دوباره داشتنه تو تمومه ارزوهايه منو دادي به باد ميدونم اسممو حتي ديگه يادت نمياد اينه حرفه اخرم اگه صدامو ميشنوي تويه اين دنيا کسي تورو مثه من نميخواد...

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت12:34توسط ویدا | |

 با دانه های اشکم نام تو را نوشتم تا بدانی همیشه به یادت هستم در خیال اشک تو را کشیدم تا به یادم ایی تا در وجودم باشی با تپش قلبم نام تو را خواندم تا ارامش قلبم باشد با چشمانی پر از اشک روی تو را به یاد اوردم تا بدانی همیشه و هرجا به یادت هستم.                                                                                         اگر عاشقی خطاست من عاشق خطایم  چه صواب برتر از اینکه چنین خطا کنم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت21:18توسط ویدا | |

   برام دعا کن عشقه من همین روزا بمیرم اخه دارم از رفتنت بدجوری گر میگیرم دعا بکن که این نفس تموم شه تا سپیده کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده این اخرین باره عزیز دستامو محکم تر بگیر اخه تو که داری میری به من نگو بمون نمیر تو میریو یه باغ سبز درش به روت بازه هنوز  من بی تو سوختم نازنین باشه برو با من نسوز.اگه یه روز برگشتیو گفتن که عشقت مرده بدون که زیره خاکه سرد حسه نگاتو برده گریه نکن برای من قسمت ما همینه دستامو محکم تر بگیر لحظه ی اخرینه...                                                             برام دعا کن عشقه من!

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت12:3توسط ویدا | |

 دیدی گفتم میری! دیدی گفتم میری دیدی گفتم دلمو به بازی می گیری منه سرگردونه ساده چه خیالا که نساختم زدی اتیش به وجودم دیدی اخر تورو باختم بی کسیمو ندیدی ازم ساده بریدی شدی حسرت قلبم به غریبه رسیدی نه دیگه نمیخوام اروم بگیرم دیگه نمیخوام پای تو بمیرم خودت اینو میدونی بد کاری کردی برو دیگه نگو یه روزی بر میگردی دیدی رفتی نموندی دلمو تو سوزوندی دیدی اشکامو این بار به گونه رسوندی منه سرگردونه ساده چه خیالا که نساختم  زدی اتیش به وجودم دیدی اخر تورو باختم بی کسیمو ندیدی ازم ساده بریدی شدی حسرت قلبم به غریبه رسیدی...

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت22:20توسط ویدا | |

میگی عاشقم شدی خدا کنه کی دلش میاد با تو بد تا  کنه بس که اون چشمای تو مهربونه کی دلش میاد تورو برنجونه کی دلش میاد که تنهات بزاره کی میتونه بگه دوستت نداره توی این شبای بارونی و خیس کی میتونه بگه دلتنگه تو نیست بس که چشمای تو پاکو روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه تو گوشم میگی که عاشقه منی باز داری حرفای شیرین میزنی باز منو به اوج رویا می بری تو که از تمومه دنیا بهتری معنیه عاشقی رو خوب میدونی میگی عاشقی رو حرفت میمونی میگی هرجا که بری باهات میام میگم هرجور که باشی تورو میخوام واسه من که عاشقم همین بسه هرکی عاشقه به عشقش برسه.

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت13:16توسط ویدا | |

خدایا! کفر نمی گویم پریشانم چه می خواهی تو از جانم! مرا بی انکه خود خواهم اسیره زندگی کردی خداوندا تو مسئولی! خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد انکس که انسان استو از احساس سرشار است                                                                    گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکند خدا تو باشی!

+نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت23:9توسط ویدا | |